از توانگری تا ثروتمندی
فیلم «روز بلوا» از منظر سواد مالی
«روز بلوا» از فیلمهای خوشساخت جشنوارۀ فیلم فجر 98، موضوعات پولشویی و باندهای فساد مالی را در سیر اصلی داستان خود به تصویر کشیده است. پرداختن به مسائل روز اقتصادی و آنچه مخاطب لمس میکند، امری است ارزشمند که این اثر را ستایشبرانگیز میکند. اما ارائۀ تصویری منفی از شخصیت ثروتمندِ داستان، ضعف کار به حساب میآید؛ خصوصیتی که در اغلب آثار ایرانی به چشم میخورد. جالب اینجاست که شخصیت مثبت فیلم نیز به سبب تنندادن به فساد، ثروتش را از دست میدهد.
چنانچه سینما را بازتابی از تفکر جامعه بدانیم، که در واقع اینگونه است، این پرسشها به ذهن خطور میکند: چرا مفهوم ثروت، اغلب همتراز فساد پنداشته میشود؟ چرا ثروتآفرینی، کسب حلال، ایجاد اشتغال و دستگیری از مردم، نمود چندانی در آثار سینمایی ندارند؟
در متون کهن ادبی، به وفور از نقشآفرینی و اثرگذاری توانگران سخن گفته میشود و امروزه کمتر از آن میگوییم. حکایتهای سعدی، توصیههای عنصرالمعالی، متون خواجه نصیر و دیگر بزرگان ادب فارسی سرشار است از بیان راه و چاه تدبیر مال. امروز اما، زهد، معنای دنیاگریزی به خود گرفته است، در حالی که معنای اصلی زهد در آموزههای دینی، زیاد تولیدکردن و کم مصرفکردن است.
تلاش برای ریشهکنی فقر، روی دیگرِ ثروتمندخواستن مردم است؛ ثروتی درست که دستمایۀ مردم برای رهایی از دغدغۀ هر روزۀ معیشت است و به آنها فرصت و زمینهای برای رشد و توسعه فردی میدهد. پس چگونه است کسی را که از فقر فاصله میگیرد و به ثروت روی میآورد فاسد میدانیم؟
دانش اقتصاد نیز بهبود معیشت مردم را در گروی راهکارهایی چون افزایش تولید ناخالص داخلی میداند که نتیجۀ افزایش اشتغال و رونق بازار است؛ مفهومی که معنای آن کار و کسب درآمد بیشتر افراد جامعه و فاصلهگرفتن از فقر است. پس چرا کسی که در این مسیر قدم گذاشته ملامت شود؟
وقتی قاب سینما، ثروتمندان و توانگران را نهتنها افتخار و ارتقادهندۀ وضعیت جامعه معرفی نمیکند، بلکه فاسد و رانتخوار و زالوصفت به تصویر میکشد و داستانها نشان میدهند راهی جز فساد برای ثروتمندشدن و توانگری وجود ندارد، کمکم گزارهها برعکس میشوند و میگوییم: «هر ثروتمندی فاسد است.» این انگارهها بر ذهن و جان نوجوانان و جوانان و آیندهسازان کشور مینشیند و آیندۀ جامعه را در مسیر ناصواب تغییر میدهد.
نظر خود را بنویسید